تبليغاتX
کارنامگ

کارنامگ

متن انگلیسی بستور و ببر بیان از ایرانیکا



BASTŪR (Mid. Pers. Bastwar, Av. Bastauuairi), a hero of the Iranian national epic, son of Zarēr, King Goštāsp’s brother. In the Avesta Bastauuairi is mentioned once (Yt. 13.103) when his fravaši is praised together with that of the other members of Goštāsp’s house, who were the first followers of Zoroaster. In the great religious battle between Goštāsp and the Turanian king Arjāsp, Zarēr was commander-in-chief of the Iranian army (Ayādgār ī Zarērān in Pahlavi Texts, pp. 2-14, pars. 14, 17, 48, 55, 64, etc.; Šāh-nāma, Moscow, VI, p. 96 v. 444), while the command of the rear guard was entrusted to Bastūr (ibid., v. 451); but, according to Ṯaʿālebī (Ḡorar, p. 270), he was in charge of the left wing. After Zarēr perished at the hand of Bīdarafš (Pahl. Widrafš), Arjāsp’s brother, Bastūr volunteered to avenge his father. Goštāsp first refused Bastūr’s demand because of his infancy (Ayādgār ī Zarērān, pars. 79-81, cf. Šāh-nāma, p. 111 v. 667, Ḡorar, p. 274), but later, at the recommendation of Jāmāsp, the king’s minister, gave his consent (Ayādgār ī Zarērān, par. 90; Šāh-nāma, vv. 697ff.; Ḡorar, p. 274). According to the Ayādgār ī Zarērān (par. 105) and Ṯaʿālebī (Ḡorar, p. 275) Bastūr fought with Bīdarafš and killed him during a terrible battle, whereas in the Šāh-nāma Bīdarafš was killed by Esfandīār, Goštāsp’s eldest son (Šāh-nāma, p. 115, v. 726), though Bastūr fought with Bīdarafš (Šāh-nāma, p. 114, v. 717). Bastūr took part also in Goštāsp’s second battle with Arjāsp (Šāh-nāma, pp. 143 v. 123, 159 v. 395). Etymologically the name probably means “with fastened breast guard” (M. Mayrhofer, Iranisches Personennamenbuch I/1, Vienna, 1977, p. 31). The Persian form Bastūr is often corrupted into Nastūr in Arabic and Persian manuscripts (Ṭabarī, I, 2, p. 677; Šāh-nāma).



Bibliography : See also A. Christensen, Les Kayanides, Copenhagen, 1931, p. 24. Justi, Namenbuch, p. 65. Markwart, Provincial Capitals, Rome, 1931, pp. 49-50.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 0:34  توسط مسعود ابراهیمی  | 

ایرج دهقان ملایری

زندگی نامه مختصر ایرج دهقان

دکتر ایرج دهقان به سال 1304 ه . ش ، در ملایر چشم به جهان گشود . دوره ی ابتدایی را نیز در همان شهر به پایان رسانید و برای گذراندن دوره ی دبیرستان به همدان رفت و پس از اخذ دیپلم به استخدام فرهنگ درآمد و به آموزگاری پرداخت و در زمان تدریس جهت ادامه تحصیل به دانشگاه رفت و دکترای خود را در زبان و ادبیات فارسی دریافت کرد .
او تا سال 1334 دبیر دبیرستان ها از جمله دارالفنون بود و در همان سال بنا به دعوت دولت آمریکا برای تدریس زبان و ادبیات فارسی بدان سرزمین رفت و هم اکنون هم در آمریکاست . آثار دهقان بدین قرار است:
- پلهای شکسته " مجموعه شعر " .
- دستور زبان فارسی .
- انشاء و نگارش برای دبیرستان ها .
- شعر فارسی در قرن نهم .
آوازه ی شاعری دهقان با غزلی شروع شد که مطلعش این است :
" شکسته عهد من گفت هرچه بود گذشت "
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 23:51  توسط مسعود ابراهیمی  | 

فرهنگ‌های زبان پارسی

 

ابراهیم پورداوود در پیشگفتار «فرهنگ پهلوی به فارسی» دکتر بهرام فره‌وشی می‌نویسد از زمان ساسانیان فرهنگ یا واژه‌نامه‌ای در دست است به نام «فرهنگ اوییم» (Oim) که در آن ۱۰۰۰ واژه‌ی اوستایی به ۲۲۵۰ واژه‌ی پهلوی (پارسی میانه) برگردانده شده است.

در اینجا به چند فرهنگ معروف زبان پارسی نو یا پارسی دری به ترتیب تاریخی اشاره می‌کنم:

- لغت فُرس
شاید قدیمی‌ترین فرهنگ زبان پارسی دری که به دست ما رسیده «لغت فُرس» (واژگان پارسی) نوشته‌ی علی پسر احمد معروف به «اسدی توسی» (درگذشته به سال ۴۶۵ ق/ ۴۵۱ خ / ۱۰۷۲ م) باشد. اسدی شاعری بود اهل توس و به سبک شاهنامه‌ی فردوسی، داستان رزمی و حماسی «گرشاسپ‌نامه» را سرود. اسدی توسی از واژه‌شناسان بود و در این فن مهارت داشته و بسیاری از دیوان‌های شاعران گذشته را از روی دقت خوانده و واژگان کمیاب آنها را نیز می‌داسنت و گاهی این واژه‌ها را در شعرهای خود از جمله در گرشاسپ‌نامه به کار برده است. اسدی وقتی به آذربایجان رفت متوجه شد برخی واژگان در زبان پارسی دری خراسان و فرارود (ماوراءالنهر) به کار می‌روند که در پارسی آذربایجان به کار نمی‌روند. از این رو برای شاعران آن خطه از ایران بزرگ فرهنگی نوشت و معنای این واژه‌ها را همراه با بیت‌های نمونه توضیح داد. این فرهنگ دارای ۳۵۰۰ درآیه (سرواژه) است و چون برای شاعران نوشته شده ترتیب آن بر اساس حرف آخر واژگان است که در قافیه‌بندی به کار می‌آید.

- صحاح الفرس
در سال ۷۲۸ ق / ۷۰۷ ش / ۱۳۲۸ م. شمس‌الدین محمد پسر فخرالدین هندوشاه نخجوانی، مشهور به شمس منشی، «لغت فرس» را تصحیح کرد و واژه‌های تازه‌ای بر آن افزود. از این رو نام کتاب خود را «صحاح الفرس» (تصحیح کننده‌) گذاشت. این فرهنگ دارای ۲۳۰۰ درآیه همراه با شاهد مثال‌های فراوان است.

- تحفةالاحباب یا فرهنگ اوبهی
این فرهنگ یکی از خاستگاه‌های (ماخذهای) فرهنگ‌های سروری و جهانگیری و برهان قاطع و برخی فرهنگ‌های بعدی است. پدیدآورنده در دیباچه‌ی کتاب، خود را «حافظ اوبهی» نامیده و از این رو این کتاب به «فرهنگ اوبهی» نیز مشهور است. اوبهی از دانشوران، سرایندگان، خوشنویسان و خوانندگان سرشناس سده‌ی دهم قمری / شانزدهم میلادی بوده است. وی در پایان زندگی به بخارا رفته و در همان جا در ۱۰۹ سالگی در گذشته است.

فرهنگ‌های پارسی در هند
از سده‌ی هشتم و نهم قمری / پانزدهم و شانزدهم میلادی به خاطر گسترش زبان پارسی در هندوستان و به ویژه به خاطر توجه و علاقه‌ی پادشاهان گورکانی (که در انگلیسی مغول Mughal خوانده می‌شوند) نیاز به دانستن زبان پارسی و داشتن فرهنگ واژگان پارسی در هندوستان بالا گرفت. از این رو شاهد رشد تولید فرهنگ‌های زبان پارسی در هندوستان هستیم.

- ادات الفضلا
یکی از نخستین فرهنگ‌های پارسی است که در هند تالیف شده. نویسنده‌ی آن «قاضی خان بدر محمد دهلوی» - ملقب به بدهاروال - است. گردآوری آن از ۸۱۲ ق/ ۷۸۸ خ/ ۱۴۰۹ م شروع شده و در ۸۲۲ ق/ ۷۹۸ خ/ ۱۴۱۹ م. به پایان رسیده است.

- «مجمع‌الفرس» یا فرهنگ سروری
علی اصغر حکمت معتقد است که در همان زمان که فرهنگ جهانگیری در هند تالیف می‌شد، در سال در ۱۰۰۸ ق/ ۹۸۷ خ / ۱۵۹۹ م. فرهنگ مجمع الفرس در ایران به امر شاه عباس اول به دست محمد قاسم پسر حاج محمد کاشانی - متخلص به سروری - تالیف شده است. اما دکتر رضازاده شفق می‌گوید سروری در دربار اکبر شاه و پسرش جهانگیر بوده و از هر دو حکمران حمایت گرفته و لغت خود را به حکم اکبر شاه شروع نموده و آن را به نام جهانگیر شاه نموده است. این فرهنگ در حدود ۶ هزار لغت دارد.

- فرهنگ جهانگیری
جمال‌الدین حسین بن فخرالدین حسن اینجوی شیرازی، ملقب به عضدالدوله، در سال ۱۰۰۵ ق / ۹۸۴ خ / ۱۵۹۶ م. فرهنگی به نام اکبر شاه، پادشاه گورکانی هند، آغاز کرد و در سال ۱۰۱۷ ق / ۹۹۶ خ / ۱۶۰۸ م آن را به پایان رساند. پس از بازبینی آن را در سال ۱۰۳۲ ق / ۱۰۱۱ خ / ۱۶۲۳ م. به جهانگیر، پادشاه وقت هند و فرزند اکبر شاه، تقدیم کرد از این رو به «فرهنگ جهانگیری» شناخته می‌شود. این کتاب از بهترین و دقیق‌ترین فرهنگ‌های زبان پارسی در زمان گذشته است.

- «برهان قاطع»
این فرهنگ را محمد حسین پسر خلف تبریزی - متخلص به برهان - در سال ۱۰۶۲ ق/ ۱۰۳۰ خ/ ۱۶۵۱ م در هندوستان نوشت. ماده تاریخ آن به حساب ابجد عبارت است از «کتاب جامع برهان قاطع». این کتاب نزدیک ۲۰ هزار درآیه (سرواژه) دارد. برهان تبریزی می‌نویسد که می‌خواسته کتابش «جمیع فوائد فرهنگ جهانگیری، مجمع الفرس، سرمه سلیمانی، و صحاح الادويه را به طریق ایجاز» بنویسد. متن کتاب شامل ۲۹ گفتار است که هر گفتار چند «بیان» دارد و شمار درآیه‌های هر بیان در آغاز آن آمده است. هر «بیان» براساس حرف دوم واژه تدوین شده و ۲۸ گفتار به ۲۸ حرف الفبا و گفتار ۲۹ به واژه‌های متفرقه اختصاص دارد.

بهترین چاپ‌های برهان قاطع به تصحیح شادروان دکتر محمد معین با حاشیه، مقدمه و تعلیقات در سال ۱۳۳۰ ش در چهار مجلد به دست انتشارات زوار در تهران منتشر شده است. دکتر معین این اثر را با کوشش شبانه روزی طی ۱۲ سال فراهم کرد و در این کار علاوه بر تصحیح کتاب، حاشیه‌های فراوانی بر کتاب افزود که دربردارنده‌ی اطلاعات تکمیلی و گاه ریشه‌شناختی است.

- فرهنگ رشیدی
این فرهنگ را عبدالرشید پسر عبدالغفور حسینی مدنی اهل تته سنه نوشته است. گویا نگارش آن در ۱۰۶۴ ق / ۱۰۳۳ خ / ۱۶۵۴ م. به پایان رسیده است. فرهنگ رشیدی خلاصه‌ی فرهنگ جهانگیری است و نخستین بار در سال ۱۸۷۵ م / ۱۲۵۴ خ / ۱۲۹۲ ق در هند به طبع رسیده و در آغاز سده‌ی ۱۳ ق / ۱۹ م. به ترکی عثمانی – با نام «تبیان نافع» - ترجمه شده است. این فرهنگ در سال ۱۳۹۲ ق/ ۱۳۵۱ خ/ ۱۹۷۲ م. در انجمن آسیایی کلکته به چاپ رسید.

- فرهنگ غیاث اللغات
این فرهنگ را غیاث الدین محمد پسر جلال الدین رامپوری به سال ۱۲۴۲ ق / ۱۲۰۵ خ / ۱۸۲۶ م در شهر لکنهو در هندوستان به پایان رسیده‌است.

- فرهنگ آنندراج
پدیدآورنده‌ی آن محمد پادشاه پسر غلام محی‌الدین - متخلص به «شاد» و معروف به نسیم میر - منشی مهاراجه آنندراج (آنند گجپتی راجمنه راجه‌ی استان «ویجی‌نگر» در دکن هندوستان) است. این فرهنگ به سال ۱۳۰۶ ق. / ۱۲۶۷ خ / ۱۸۸۸ م. در لکهنو هندوستان تدوین و در ۳ مجلد منتشر شد. این کتاب به سال ۱۳۳۵ ش / ۱۹۵۶ م‌ به‌ کوشش‌ دکتر محمد دبیرسیاقى‌ در ۷ مجلد در تهران‌ چاپ و پخش شد. آنندراج نزدیک ۳۰ هزار درآیه دارد.

در زمان قاجار
در این دوران نیز چند فرهنگ در ایران منتشر شد که به چند مورد می‌پردازم:

- برهان جامع یا فرهنگ محمدشاهی
در دوران قاجار فرهنگ دیگری در ایران نوشته شده به نام «برهان جامع». نویسنده‌ی آن محمد کریم پسر مهدی قلی سرابی تبریزی بود. وی آموزگار محمد میرزای ولیعهد - یا همان محمد شاه بعدی پدر ناصرالدین شاه - بود. این فرهنگ در سال ۱۲۶۰ ق/ ۱۲۲۳ خ/ ۱۸۴۴ م. نگاشته شده و آن را خلاصه‌ی «برهان قاطع» می‌دانند. آن را «فرهنگ محمدشاهی» نیز نامیده است.

- فرهنگ انجمن آرا
این فرهنگ را «رضا قلی خان هدایت» لله‌باشی (نیای صادق هدایت) به سال ۱۲۸۸ ق / ۱۲۵۰ خ / ۱۸۷۱ م. بر پایه‌ی فرهنگ‌های پارسی و عربی گذشتگان تهیه کرد. فرهنگ انجمن آرا را برخی خلاصه‌ی فرهنگ‌های رشیدی و برهان قاطع می‌دانند.

دوران معاصر
در این دوران فرهنگ‌ها به پیروی از سبک اروپایی و با اصول نوین و علمی و دانشگاهی تازه تدوین شدند. مهم‌ترین فرهنگ‌های دوران معاصر عبارتند از:

- فرهنگ ناظم الاطبا
میرزا علی اکبر نفیسی (پدر سعید نفیسی) - که پزشک نیز بود و معروف به «ناظم الاطباء» - در سال ۱۳۰۷ خورشیدی «فرهنگ ناظم الاطباء» را تالیف کرد. این فرهنگ نخستین فرهنگ زبان پارسی است که در آن تلفظ واژه‌ها با حروف آواییک (فونتیک) آمده است.

- فرهنگ دهخدا
بزرگ‌ترین و کامل‌ترین فرهنگ زبان پارسی «لغتنامه‌ی دهخدا» است. این فرهنگ در ۲۶۵۷۵ صفحه در قطع رحلی با حروف ریز و به صورت سه ستونی منتشر شده است. در این فرهنگ ۲۰۰ هزار واژه‌ی اصلی، ۶۰۰ هزار ترکیب، و نزدیک به ۸۰ هزار نام خاص (اعلام) تاریخی و جغرافیایی، و نزدیک ۵۰۰ هزار شاهد مثال به صورت نظم یا نثر آمده است. نسخه‌ی کامل آن در سال ۱۳۵۹ ش / ۱۹۸۰ م منتشر شد و ویراست دوم نرم‌افزاری آن به صورت گرده‌ی همَپَک (سی.دی) در سال ۱۳۸۵ خ / ۲۰۰۶ م منتشر شد. از سال ۱۳۸۷ خ / ۲۰۰۸ م نیز به صورت اینترنتی در دسترس قرار گرفته است.

- فرهنگ معین
دکتر معین به تقلید از فرهنگ فرانسه‌ی «لاروس» (Larouse) قصد داشت این فرهنگ را در سه قالب منتشر کند: کوچک، متوسط، و بزرگ. اما متاسفانه به خاطر بیماری و دیگر محدویت‌ها تنها قالب بزرگ آن به صورت شش جلدی منتشر شد که چهار جلد آن متن فرهنگ است. جلد پنجم شرح اصطلاحات خارجی است که در زبان پارسی کاربرد دارد، و جلد ششم اعلام (نام‌های خاص) را در بر دارد. این فرهنگ به سبک لاروس تصویرهایی هم دارد. هر درآیه دارای تلفظ با نشان‌های آواییک (فونتیک) و ترکیب‌های مربوط به آن واژه است.


- فرهنگ عمید
واژه‌نامه‌ای دوجلدی است شامل واژه‌های پارسی، عربی، و اروپایی به کار رفته در زبان پارسی و نیز اصطلاحات ادبی و علمی. پدیدآورنده‌ی آن «حسن عمید» بود. این فرهنگ نخستین بار به سال ۱۳۴۲ خ / ۱۹۶۳ م. با سرمایه‌ی انتشارات ابن سینا چاپ شده است. حسن عمید سال ۱۳۳۳ ش / ۱۹۵۴ م واژه‌نامه‌ای را به نام «فرهنگ نو» به چاپ رساند اما کامل‌ترین فرهنگ او همین فرهنگ عمید است. فرهنگ عمید ابتدا در یک مجلد منتشر شد و هم اکنون سه مجلد است.

- فرهنگ سخن
تازه‌ترین فرهنگی است که به زبان پارسی و در ایران منتشر شده است. پدیدآورنده و ویراستار آن حسن انوری است و در دو قالب بزرگ (شامل هشت جلد) و کوچک (شامل دو جلد) منتشر شده است.

جالب است یادآور شویم که ۷۰۰ سال پس از نگارش نخستین فرهنگ پارسی دری (لغت فُرس اسدی توسی)، و ۱۰۰ سال پس از انتشار فرهنگ «برهان قاطع»، تازه در انگلستان فرهنگ‌‌نویسی آغاز شد. یعنی دکتر ساموئل جانسون (Samuel Johnson) در سال ۱۷۵۵ م / ۱۱۳۳ خ / ۱۱۶۹ ق «فرهنگ زبان انگلیسی» (Dictionary of the English Language) خود را پس از ۹ سال کار روی آن منتشر کرد. «فرهنگ زبان انگلیسی آکسفورد» (Oxford Dictionary of English) نیز ۱۵۰ سال پس از فرهنگ دکتر جانسون به سال ۱۹۰۵ م / ۱۲۸۴ خ / ۱۳۲۳ ق منتشر شد.

در امریکا نیز نوح وبستر (Noah Webster) نخستین فرهنگ کوچک خود را به نام A Compendious Dictionary of the English Language به سال ۱۸۰۶ م. / ۱۱۸۵ خ / ۱۲۲۱ ق منتشر کرد. فرهنگ بزرگ و اصلی و معروف وبستر (An American Dictionary of the English Language) نخستین بار در سال ۱۸۲۸ م / ۱۲۰۷ خ / ۱۲۴۴ ق منتشر شد.

متاسفانه با این پیشینه‌ی فرهنگ‌نویسی، امروزه ما در این زمینه نیز از زبان انگلیسی عقب افتاده‌ایم.

خاستگاه:
- فرهنگ دهخدا
- دایرت المعارف بزرگ اسلامی (دبا)

پی‌نوشت
پس از آن که این مطلب را نوشتم متوجه شدم که آریا ادیب نیز در وبلاگ خود مطلبی گذاشته به نام نُه قرن فرهنگ نویسی در ایران نوشته‌ی عرفان قانعی فرد که فرهنگ‌های بیشتری را برشمرده و اطلاعات مفصل‌تری دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 9:19  توسط مسعود ابراهیمی  | 

خزر نام مناسبی نیست

آيا براي نوشتن اين كتاب دغدغه‌اي هم در ذهن شما مطرح بود؟ به‌طور كلي من در مورد قوم «خزر» تحقيقاتي مي‌كردم. مي‌خواستم مقاله‌اي براي دايره‌المعارف بنويسم. در حين اين مطالعات به اين سوال رسيدم كه معناي آن را بيابم. رفتم به دنبال يافتن ريشه نام‌هاي مختلفي كه مطرح است. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 11:38  توسط مسعود ابراهیمی  | 

به بهانه ی دهمین سال درگذشت نادر نادرپور

کهن ديارا! ديار يارا! دل از تو کندم ولي ندانم،
که گر گريزم کجا گريزم؟ و گر بمانم کجا بمانم؟

نه پاي رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گويم درخت خشکم؟
عجب نباشد اگر تبرزن، طمع ببندد در استخوانم!

در اين جهنم، گل بهشتي، چگونه رويد؟ چگونه بويد؟
من اي بهاران، ز ابر نيسان، چه بهره گيرم که خود خزانم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 15:48  توسط مسعود ابراهیمی  |